بالاخره این انتخابات و اعلام نتایج اون به پایان رسید
و هر کس فهمید که تا چه اندازه رایی که داده درست بوده
من که فکر کنم رای خوبی انداخته بودم (یعنی انتخاب درستی داشتم ) چون پنج نفر از ده نفری که بهشون رای داده بودم برای شورای شهر انتخاب شدن و یکیشون هم به عنوان عضو علی ا لبدل معرفی شده.
ایول رای
فعلا
درسته که من سیاسی نیستم اما سیاسی ها را دوست دارم
تو این چند روز سرم شلوغ شده به این انتخابات
از هر طرف درخواست هست برای اینکه برم تو ستادشون حضور داشته باشم![]()
ما هم که دل نازک
نمی خوام هیچکس از ما رنجیده باشه
واسه همین به هیچ کدوم از ستادها نرفتم تا بعدا گلایه ای ازم نشه
..........................................
فقط ۳ روز باقی مونده !
فعلا
(در مورد این مطلب توضیح نخواهید که نمی تونم چیزی بگمُ فقط برای دل خودم نوشتم)
یک سال گذشت ...
سال پیش در چنین روزی خودباوری را معنا کردیم
نشان دادیم که اگر بخواهیم می توانیم.
بر این مسئله ایمان کامل دارم که
باز هم اگر بخواهیم می توانیم
فعلا

ممنون از عزیزانی که نظر میدن
اما ...
دوستی نظر داده و گفته « به قول بسته شکلاتهای تو دانشگاه .... آرزوی دلتون با امام رضا (ع)»
به ما که چیزی نرسید
به قول یکی از عزیزترین دوستانم آقا مهدی : دعا کنین عاقبت به خیر شیم.
فقط من اگه بفهمم این نظر دهنده ها کی هستن می دونستم چیکار کنم ....
همشون بی نام و نشان اما آشنا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فعلا

از این به بعد اگه بشه می خام از عکسهایی که خودم انداختم بذارم تو وبلاگ
این عکسیه که دو ماه پیش خودم گرفتم
آنانکه در حریم رضا آرمیده اند
کفران نعمت است اگر بهشت آرزو کنند
یا رضا !
درسته چند ماهی از برگشتن از حرمت نمیگذره ، اما باز هم دلم تنگ بارگاهت شده؛ نمی دونم چه حس عریبیه که فکر و ذکر آدم اونجا کنار ضریحت می مونه
دلم را کنار سقاخانه ات به امانت گذاشته ام و تن بی مقدار خود رابرگردانده ام به شهر خویش، ثانیه شماری می کنم برای زمانی که دوباره برگردم کنار گنبد طلایی حرمت و فقط در گوشه ای بنشینم و به تماشای گنبد ، اشک از دیده جاری کنم؛
آقاجان ، این چند کلمه را نوشتم تا بهانه ای باشد برای تبریک میلاد پر
برکتت، هر چند کمی دیر ،
مولای من؛
از کرمت که سائل را بدون بازگو کردن خواسته اش اجابت می نمودی، به ما نیز عطا کن و عیدی ما را ( هر آنچه که مصلحت می دانی ) در این روز عزیز عنایت فرما.
السلام علیک یا غریب الغربا، السلام علیک یا معین الضعفا، السلطان ،
یا ابا الحسن ، یا علی بن موسی الرضا (ع) و رحمة الله و برکاته
فعلا
دلم آنقدر گرفته که نمیدونم چی بنویسم
خیلی وقت بود که حتی به اینترنت هم وصل مشده بودم
دروغ میشه اگه بگم جلوی رایانه ننشسته بودم اما از بس سرم شلوغ بود دیگه نرسیدم بیام
هوای وبلاگ بدجوری به سرم زده بود
چند نفر از دوستان اظهار لطف کرده بودن که با خوندن نظراتشون، دل به دریا زدم و گفتم :
هر چه بادا باد امشب من به می لب می زنم
اومدم برای نوشتن شروع دوباره
البته نمیدونم چند روز به چند روز مطلب بذارم اما ...
یه شروع دوباره
........................................
با عرض معذرت از تمامی عزیزانی که نظر نوشتن و جواب نگرفتن.
من برگشتم
فعلا