تبليغاتX
***********چو تو آمدی مرا بس که حدیث خویش گفتم...................................چو تو ایستاده باشی ادب آنکه من بیافتم*********** و تو را دوباره باختم ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آذر1387ساعت 22:2  توسط کیمیا  | 

 

هر شب میان مقبره ها راه می روم

شاید هوای زیستنم را عوض کنم...

 


نمی دونم تا حالا موقع شب رفتین وادی رحمت یا نه ؟

درسته میگن کراهت داره

اما حال و هوای عجیبی داره اون موقع ها

اگه از من می شنوین توصیه می کنم حتی برای یک بار هم که شده امتحان کنین این موقعیت رو

صفای شهدای گمنام شبها خیلی بیشتره

از ما گفتن بود

+ نوشته شده در  جمعه 8 آذر1387ساعت 17:54  توسط کیمیا  | 

 

عجب حالی دارد ساعت صفر عاشقی را در جمکران بودن

هر طرف میبینی افرادی را که در عین شلوغی اطراف، تنهای تنها نشسته اند و غرقه در افکار خویشند. تنها چیزی که می تواند باعث اتصال همه آنها شود انتظار فرج است

ثانیه های اول روز جمعه؛ آن هم در مسجد جمکران

 

در این لحظه است که لذت دعای فرج با تمام وجود در جانم می نشیند

و معنای واقعی انتظار برایم متجلی می شود

...

به امید روزی که مهدی بیاید

و کلمه انتظار از واژه نامه ها حذف گردد.

انشالله

 


پ.ن:

بعد از مدتها توفیق زیارت خانم معصومه (س) و مسجد مقدس جمکران بهانه ای شد تا این وبلاگ از رکود خارج گردد.

انشالله که فصل ختامی باشد بر بروز نشدن بموقع.

+ نوشته شده در  شنبه 2 آذر1387ساعت 21:0  توسط کیمیا  | 

  RSS 

POWERED BY: BLOGFA.COM
TEMPLATED BY: GILIRAN